□ فردوسی حکیم : توانا بُوَد ، هر که دانا بُوَد □

Veteran43 _ کهنه سرباز وطن
□ فردوسی حکیم :  توانا  بُوَد ، هر که دانا  بُوَد □

نشر آموزش ، رشدفردی ، افزایش اطلاعات عمومی

  • ۰
  • ۰

دو چیز شما را تعریف می کند :
صـبـر شـما زمـانی که هیچ چیز ندارید
رفتار شما زمانی که همه چیز دارید .  .  .


با صبر و بردباری ، برگ توت ، تبدیل به پیراهن ابریشمی می‌ شود ،
جهان متعلق به افراد صبور است .  .  .


هیچ چیز ، قدرتمندتر از صبر و زمان نیست ،
و همه چیز ،  برای کسی که می داند چگونه صبر کند به موقع اتفاق می افتد .  .  .


قانون زندگی :
لذت بردن از روزهای خوب
صبر کردن در روز های بد


  • Q _ z
  • ۰
  • ۰

اتحاد نسل ها بسیار سخت و دور از ذهن است .  ارزش ها و تفکرات هر نسل ، مختص همان نسل است .  یک پسر هرگز نمی تواند ذهنیت و تصورات پدرش را درک کند و بالعکس .

معمولا نسل های جوان تر ، با کناره گیری از مکالمات و جلسات رسمی با بزرگسالان ، سعی می کنند هم فکران و همسالان خود را فالو کنند .

در جوامع مترقی که فرهنگ عمومی جا افتاده و مردم درگیر تورم و گرانی و یارانه و کالابرگ نیستند ،  این چالش راهکارهای اجرایی دارد .  مردم رفاه نسبی دارند ، سازمان های متولی با برنامه ریزی طرح ها و برنامه های مرتبط ، تلاش می کنند شکاف بین نسلی را ترمیم کنند تا جامعه ای متحد و فعال داشته باشند .

امیدوارم ، در وطنم ایران نیز شاهد رشد فرهنگی و رفاه نسبی هموطنان باشیم . 

  • Q _ z
  • ۰
  • ۰

وطن مثل مادر ، همه اهالی سرزمین را در آغوش گرفته است

وطن زادگاه و محل دفن من است .

وطن ، همه جان و شرف و غیرت من است .

وقتی وطن توسط انسانهای نادان به سختی و چالش مبتلا می شود . درد آن را همه مردم حس خواهند کرد .  بی آبی ، هوای آلوده و کارگران و  کشاورزانی که در فقر زندگی می کند .

همه با هم دعا کنیم یزدان پاک سلامتی و حاصلخیزی و شادی را به وطن بازگرداند 

  • Q _ z
  • ۰
  • ۰

صبر، دریچه‌ای است که به انسان قدرت می‌دهد تا در برابر مشکلات و سختی‌ها مقاومت کند و از هر تجربه، درس بگیرد. وقتی که دنیای اطراف ما پر از چالش‌ها و بحران‌هاست، صبر به ما یاد می‌دهد که در آرامش و اطمینان به جلو حرکت کنیم. تحمل درد و رنج، نه تنها نشان از قوت درونی انسان دارد، بلکه به ما این امکان را می‌دهد که از مشکلات به عنوان فرصتی برای رشد و پیشرفت استفاده کنیم. زندگی همواره مسیر صاف و هموار نیست، اما کسانی که در دل سختی‌ها صبر می‌کنند، به حقیقت‌های بزرگی دست پیدا می‌کنند.

صبر به معنای ایستادن در برابر طوفان‌ها و پذیرش اینکه هیچ چیزی دائمی نیست، بلکه همه چیز می‌گذرد. در این میان، ما می‌آموزیم که هر لحظه‌ای که در دشواری‌ها سپری می‌کنیم، به قوت و پایداری درونمان افزوده می‌شود. این قدرت درون، در نهایت ما را به موفقیت و کامیابی می‌رساند. بنابراین، صبر نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است که در راه رسیدن به هدف‌ها و آرزوهایمان باید به آن پایبند باشیم.

در نهایت، هیچ چیزی نمی‌تواند روح مقاوم و صبور را شکست دهد، زیرا آنچه که ما را از درون به پیش می‌برد، ایمان به خود و توانایی‌مان برای مقابله با سختی‌هاست.


صبر کن، ای دل که در دل شب تار

چراغی از امید در دل دار

گرچه مسیر دشوار و پرخطر است

هر گام تو به سوی روشنایی است .

  • Q _ z
  • ۰
  • ۰

》》》بابا آب ندارد ، سارا کفش و لباس ندارد . . .

گرانی مثل سایه افتاده روی سفره‌ها ، هر روز کوتاه‌تر و کوتاه تر ، هر شب خالی‌تر و خالی تر . . .

تورم عدد نیست ، نفس‌تنگیِ زندگی‌ست ، وقتی قیمت‌ها می‌دوند و حقوق‌ها می‌لنگند .

بازنشسته‌ای که عمرش را داده ، امروز برای نان و دارو شرمنده‌ی خانه می‌شود. درمان که باید رایگان باشد برای بازنشسته ، امروز پول دارو را بیمه نمی دهد ، حتی پزشکان بیمه را قبول ندارند . مسبب این ظلم ها کیست ؟

کارگری که ستونِ تولید است، شب با فکر فقر و حسابِ بدهی‌ها خوابش نمی‌برد.

کشاورزی که زمین را زنده نگه می‌دارد، خودش زیر بار هزینه‌ها خم می‌شود.

چه دردناک است که انسان شریف با دستِ پینه‌بسته ، فقیر و مفلوک بماند.

چه تلخ است که «کار» باشد، اما «آرامش» نه . . .

چه بی‌رحمانه قیمت‌ها بالا می‌روند و امیدها پایین می‌آیند .

ما اعتراض داریم؛ نه به زندگی ، به بی‌عدالتی‌ای که زندگی را می‌بلعد .

ما فریاد می‌زنیم؛ برای حقِ نان، حقِ درمان، حقِ کرامت ، حق زندگی معمولی ، حق . . .

چرا باید دارو انتخاب شود یا غذا ؟ چرا باید اجاره ، کابوسِ هر ماه باشد؟

چرا کسی صدای پیرمردی را نمی‌شنود که می‌گوید: «حقوقم تا نیمه‌ی ماه نمی‌رسد»؟

چرا مادر باید قیمتِ شیر را با بغض بپرسد و از قفسه‌ها چشم بدزدد؟

این فشار مضاعف، فقط روی شانه‌ی ضعیف‌ها می‌نشیند؛ انگار عدالت سهمیه‌بندی شده است.

ما از وعده‌های تکراری خسته‌ایم؛ سفره با شعار پر نمی‌شود.

ما از نگاهِ بی‌تفاوت خسته‌ایم؛ درد اگر دیده نشود، عمیق‌تر می‌شود.

می‌خواهیم پاسخ باید روشن باشد ، ؛ اقدام باید روشن باشد ، نه آمارهای سرد و دور از حقیقت.

امنیتِ معیشت وجود ندارد ؛ تا بازنشسته با عزت زندگی کند، کارگر با امید، کشاورز با پشت‌گرمی.

اعتراض ما خشونت نیست ؛ خواستنِ حق است، همان حقِ ساده‌ی «زندگی قابل تحمل».

تا وقتی سفره‌ها کوچک می‌شود، صدای ما بزرگ‌تر می‌شود: عدالت، کرامت، نان.

  • Q _ z